أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
130
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و نيز از براى آن تا ابتلاء و امتحان و آزمايش كند مؤمنان را و تا ايشانرا از گناه پاكيزه گرداند و بكاهد و ناقص گرداند عدد كافران را و هلاك كند ايشان را آنگه حقّ تعالى تحريض كرد مؤمنان را و ترغيب افكند بلفظ ملامت و گفت : آيا شما كه مؤمنايد مىپنداريد كه در بهشت شويد بگزاف رنج نابرده و جهاد و صبر ناكرده و هنوز خداى ندانسته است كه از شما مؤمن كيست و مجاهد كيست و صابر و محتسب كيست يعنى جهاد و صبر شما ظاهر نشده است بر سبيل تقريب و تشبيه بعلم ما تا كه پيدا نشود ما ندانيم و تحقيق معنى اينست كه شما پنداشتى « 1 » كه ببهشت رويد مجاهد ناشده و صبر را كار نابسته [ وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ ] روز بدر جماعتى شهيد شدند جماعتى ديگر از صحابه تمنّاى شهادت كردند خداى تعالى از پس واقعهء احد اين آيت فرستاد و گفت : شما تمنّا ميكردى « 2 » كه شهادت دريابيد و تمنّاى مرگ ميكرديد پيش از آنكه مرگ بشما آيد و شما را با مرگ ملاقات بود اكنون روز احد بديدى « 3 » و بيافتى « 4 » آنچه تمنّا ميكردى « 5 » و اهل معانى گفتند : مراد از مرگ اسباب و مقدّمات مرگست براى آنكه مرگ را بنتوان ديد [ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ] آن بود كه شما مشاهده ميكردى « 6 » و ميديدى « 7 » اسباب و مقدّمات مرگ را . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 144 ] وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ ( 144 ) اهل سير و اصحاب مغازى گفتند كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با نهصد مرد باحد آمد و بشعب فرو آمد و عبد الله جبير را با پنجاه مرد بر شعب بداشت و گفت : البتّه از اينجا مفارقت مكن خالد بن الوليد بيامد و عكرمه بن ابى جهل با لشكرى در برابر ايشان باستاد جماعتى زنان بيامدند دف ميزدند و شعر ميخواندند و هند ميگفت : نحن بنات طارق * نمشى على النّمارق
--> ( 1 ) - در همهء اين موارد تعبير بمفرد در جاى جمع طبق اصطلاح شيخ ابو الفتوح ( ره ) است كه در سراسر تفسير خود بر آن مشى نموده است . ( 2 ) - در همهء اين موارد تعبير بمفرد در جاى جمع طبق اصطلاح شيخ ابو الفتوح ( ره ) است كه در سراسر تفسير خود بر آن مشى نموده است . ( 3 ) - در همهء اين موارد تعبير بمفرد در جاى جمع طبق اصطلاح شيخ ابو الفتوح ( ره ) است كه در سراسر تفسير خود بر آن مشى نموده است . ( 4 ) - در همهء اين موارد تعبير بمفرد در جاى جمع طبق اصطلاح شيخ ابو الفتوح ( ره ) است كه در سراسر تفسير خود بر آن مشى نموده است . ( 5 ) - در همهء اين موارد تعبير بمفرد در جاى جمع طبق اصطلاح شيخ ابو الفتوح ( ره ) است كه در سراسر تفسير خود بر آن مشى نموده است . ( 6 ) - در همهء اين موارد تعبير بمفرد در جاى جمع طبق اصطلاح شيخ ابو الفتوح ( ره ) است كه در سراسر تفسير خود بر آن مشى نموده است . ( 7 ) - در همهء اين موارد تعبير بمفرد در جاى جمع طبق اصطلاح شيخ ابو الفتوح ( ره ) است كه در سراسر تفسير خود بر آن مشى نموده است .